فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
153
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ستدهاى عمدهاش در سراسر هندوستان و عربستان و زادگاهش ايران بسيار مشهور بوده است . پس از پائين آمدن از آن سربالائى خطرناك ، جاى ديدنى ديگرى جز زاويهء مخصوص زاهد نمانده بود كه با همهء اصرار يكى از همراهان سفير ، نه پيش از بالا رفتن و نه بعد از پائين آمدن از بلندى كوه تمايلى به نشان دادن آن نداشت . آنگونه كه هنگام فرود آمدن از كوه و بازگشت سفير به اقامتگاهش از پشت جانپناهى كه بر اين خانه مسلط بود حدس زديم ، مسكن زاهد خانهاى مطمئن و مطبوع و از لحاظ ساختمان در رديف زيارتگاه بود . بعد از جانپناه ، ديوار اقامتگاه زاهد آغاز مىشد كه در طول حياط خانه با ارتفاعى نزديك پانزده شانزده پا از سنگتراش بسيار عالى ساخته شده بود . در اين ديوار چهار پنجره وجود داشت كه نشانهء وجود چهار اطاق با مساحتى متوسط بود . در اين پنجرهها كه بسيار خوشريخت و بزرگ بودند زاهد هرشب چهار فانوس مىگذاشت كه تا صبح نورافشانى مىكردند بطوريكه نور اين فانوسها از پنجرهها و راهروهاى محل اقامت سفير كه فاصلهء آن از زيارتگاه بيش از نيم فرسنگ بود ، به خوبى ديده مىشد و سفير چند شب متوالى همين نور را مشاهده كرده بود كه راغب شد از زيارتگاه ديدن كند و با زاهد آشنا شود . اين خانه كه در دل سنگ ايجاد شده بود در زمستان بسيار گرم و در تابستان بىنهايت خنك بود . بر سراسر دشت و باغهاى شهر مسلط بود و منظرهاى بديع داشت . در ورودى خانه پانزده بيست پا پائينتر از سطح حياط بود و براى آنكه اطمينانبخش باشد بسيار خوب و محكم ساخته شده بود . در دست چپ اين درگاه دو زيرزمين يا سردابه در سنگ تراشيده شده بود كه يكى آشپزخانه و ديگرى طويلهء قاطر زاهد بود كه براى رفتن به شهر از آن استفاده مىكرد . اطاق كوچكى كه حكم زيرزمين داشت محل سكونت زنش بود كه به گفتهء برخى خدمهء سفير كه هنگام بالا رفتن از كوه او را ديده بودند ، بسيار جوان و خوشاندام بود . خدمتكارى كمى مسن نيز در همين